عرب شتر سوار کونیگ سگ را داغون کرد
فردوسی شاعر پرآوازه ی ایران این شعر را برای حمله اعراب به ایران سروده :
# چو بخت عرب بر عجم چیره گشت ### همه روز ایرانیان تیره گشت #
# جهان را دگر گونه شد رسم و راه ### تو گویی نتابد دگر مهر وماه #
# ز می نشئه و نغمه از چنگ رفت ### ز گل عطر و معنی ز فرهنگ رفت #
# ادب خوار گشت و هنر شد وبال ### ببستند اندیشه را پر و بال#
# جهان پرشد از خوی اهریمنی ### زبان مهر ورزیده و دل دشمنی #
# کنون بی غمان را چه حاجت به می؟ ### کران را چه سودی ز آواز نی؟ #
# که در بزم این هرزه گردان خام ### گناه است در گردش آریم جام #
# به جایی که خشکیده باشد گیاه ### هدر دادن آب باشد گناه #
# چو با تخت, منبر برابر شود (!) ### همه نام بوبکر و عمر شود #
# ز شیر شتر خوردن و سوسمار (!) ### عرب را بجایی رسیده است کار #
# که تاج کیانی کند آرزو... ### تفو بر تو ای چرخ گردون تفو (!) #
# دریغ است ایران که ویران شود ### کنام پلنگان و شیران شود... #
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۰۵/۲۹ ساعت 16:37 توسط محمدحسین
|
سلامی به گرمی موتور پورشه و صدای موتور پیکان